X
تبلیغات
وبلاگ حقوقی دکترین - پاسخی به معترض مردود آزمون وکالت 90 محسن شادمان

نابرده رنج گنج میسر نمی شود

پاسخی به معترض مردود آزمون وکالت 90 محسن شادمان



نابرده رنج گنج میسر نمی شود

پاسخی به معترض مردود آزمون وکالت 90 محسن شادمان


این روزها دیگر هیچ چیز جای خودش نیست این روزها همه به بی راهه می روند و دیگران را نیزبه بی راهه می کشانند و در این آشفته بازار همه به دنبال راهی برای گریز میگردند گریز از زیر بار مسوولیتها و گریز از تلاش و کوشش برای رسیدن به هدفها و گریز از پند بزرگان که نابرده رنج گنج میسر نمی شود

جناب آقای شادمان آیا هیچ از خود پرسیده ای که چرا در آزمونی که متوسط ترین افراد در آن پذیرفته میشوند مردود گشته ای که حال به جای شک در دانسته های نداشته خود به ظاهر جمعیت معترض تشکیل داده ای ؟؟

آیا هیچ از خود پرسیده ای که کسی که در چنین آزمونی که شاید با 3 ماه درس خواندن بچه های دبیرستانی هم از پس آن برآیند مهر مردودی بر پیشانیش خورده آیا شایستگی دفاع از معترضان را خواهد داشت ؟؟

اگر چه میدانم و مسلم است که در پشت پرده این جریان ها دست های سیاهی است که شما را همچون عروسک خیمه شب بازی به بازی گرفته اند چون ناگفته پیداست که حتی مردودین به ناحق این آزمونها نیاز به وکیل مدافعی همچون شما ندارند و شکم شما در جاهای دیگری پر می شود چون مسلما نه تنها سواد این حرفه را ندارید بلکه لیاقت این حرفه را نیز نخواهی داشت و کار شما دانش آموزی در این راه نیست کار شما آتش افروزیست که تحمل حتی یک نهاد(( به نام )) مستقل را ندارید که کمترین اجحاف را در حق داوطلبان با توجه به آزمونهایی همچون دکتری و قضاوت و دیگر نهادهای دولتی مینماید.

معترضین آزمون وکالت که شما مدافع آنهایید شاید به اندازه پدیرفته نشدگان این آزمون یعنی 40هزار نفر باشند!! خنده دار است مگر نه ؟ چون از این به بعد باید منتظر جمعیت میلیونی پدیرفته نشدگان در آزمون ورودی کنکور در دانشگاه هایی همانند تهران و بهشتی و علامه باشیم که خواهان تعطیلی این دانشگاه ها هستند

این را صادقانه می گویم جناب شادمان که آن چه از تو دور است شادمانیست هیچ معترضی با طناب پوسیده شما به ته چاهی که خود را در آن فکنده ای نمی آید و اگر هم بیاید باید به شعورش همچون شعور شما شک کرد

آنچه واضح و مبرهن است این است که شما خود را به مهره سوخته ای تبدیل کرده اید که حتی هیچ یک از این جامعه معترض که به راه انداخته اید درصورت احساس کوچکترین خطرنه تنها یاری ات نمی کنند بلکه به شما نیز پشت میکنند و چه بسا خود آنها نیز به دامت بیفکنند !!!

اما از این حرف ها گذشته با این جنجالهایی که یک معترض مردودی که بهتر بود به جای درس خواندن به حرفه دیگری می پرداختبه راه انداخته بی پرده بگویم که به استقلال کانونی که این همه مدیرانش هر آن از آن دم میزنند به شک افتاده ام آخر چگونه ممکن است نهادی که به حکم قانون تاسیس گشته با قرار غیر قانونی یک بازپرس تعطیل شود ؟؟ آیا نه آن که جناب شادمان به جز اخاذی از این نهاد هیچ هدف دیگری را دنبال نمی کند ؟؟؟ که خوشبختانه به آن نیز نائل نگردیده و گرنه در صورت قبولی مهر سکوتی بر لبانش نهاده میشد و حال میخواهد از طریق فریب مقام قضایی به این هدف شوم برسد!!!

آخر چگونه است که مقام قضایی به بهانه ضایع شدن حق نداشته ی یک داوطلب مردودی در پی ضایع کردن حقوق مسلم هزاران عضو این مجموعه بر می آید ؟؟ آیا این روند نه تنها پایمال کردن حقوق این افراد بلکه پایمال کردن حقوق تمامی ملت ایران نیست ؟؟؟ و چراهای بسیار دیگر که پاسخ آن را به مردم آگاه و فهمیم سرزمینم واگذار میکنم

و سخن آخر اینکه پدران ما همیشه از فداکاری مردانی میگفتند که از ایران زمین برای احقاق حقوق ملتشان جان خویش را فدا میکردند و حال از نامردی به ظاهر مردانی میشنویم که برای رسیدن به حق نداشته خود حقوق هزاران نفر دیگر را پایمال می کنند
+ نوشته شده توسط rasti در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391 و ساعت 16:11 |